دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی dystopia به فارسی
کابوسآباد، جامعهای با شرایط زندگی بسیار بد و سرکوب شدید
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From dys- + -topia, based on utopia reinterpreted as eu-topia.
اسم
- جمع
- dystopias، dystopiae
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
کابوسآباد، جامعهای با شرایط زندگی بسیار بد و سرکوب شدید
A miserable, dysfunctional state or society with a very poor standard of living or severe oppression.
The novel describes a dystopia where people have lost all their freedoms.
رمان یک کابوسآباد را توصیف میکند که در آن مردم همه آزادیهای خود را از دست دادهاند.
مترادفها: cacotopia، anti-utopia
متضادها: utopia
جابجایی بافت، بافتی که در جای طبیعی خود قرار ندارد
Anatomical tissue that is not found in its usual place.
The patient suffers from adrenal dystopia.
بیمار از جابجایی غده فوق کلیوی رنج میبرد.
مترادفها: ectopia، ectopy، heterotopia، malposition
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه dystopia را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.