دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی dysphoria به فارسی
ملالت، دشسهش، احساس ناراحتی و ناخوشی روانی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Ancient Greek dusphoría, meaning excessive pain.
اسم
- جمع
- dysphorias
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
ملالت، دشسهش، احساس ناراحتی و ناخوشی روانی
A state of feeling unwell or unhappy; emotional and mental discomfort, restlessness, malaise, depression, or anxiety.
After the long, stressful week, she felt a sense of dysphoria that was hard to shake off.
پس از هفتهای طولانی و پراسترس، او احساس ملالتی داشت که به سختی از بین میرفت.
متضادها: euphoria
نارضایتی جنسیتی (خلاصهشده)
Ellipsis of gender dysphoria.
Many transgender individuals experience dysphoria before transitioning.
بسیاری از افراد تراجنسیتی پیش از تغییر جنسیت دچار نارضایتی جنسیتی میشوند.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه dysphoria را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.