دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی dovish به فارسی
کبوتروار، شبیه کبوتر
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: doveish
ریشهشناسی
From dove + -ish.
صفت
- صفت تفضیلی
- more dovish
- صفت عالی
- most dovish
کبوتروار، شبیه کبوتر
Pertaining to a dove; dove-like.
Her dovish features were gentle and calm.
ویژگیهای کبوتروار او ملایم و آرام بود.
صلحطلب، آشتیجویانه
Peaceful, conciliatory.
The president took a dovish stance on the conflict.
رئیسجمهور موضعی صلحطلبانه در قبال درگیری اتخاذ کرد.
مترادفها: irenic، pacific
متضادها: hawkish
مخالف افزایش نرخ بهره، تمایلداشته به عدم افزایش نرخ بهره
Disfavoring increasing interest rates; inclined against increasing interest rates.
The Federal Reserve's statement on recent inflation was interpreted as dovish by the market.
اظهارات فدرال رزرو در مورد تورم اخیر توسط بازار به عنوان موضعی مخالف افزایش نرخ بهره تفسیر شد.
متضادها: hawkish
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه dovish را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.