دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی dominance به فارسی

چیرگی، تسلط، غلبه، تفوق، برتری

بریتانیایی: /ˈdɒm.ɪ.nəns/ آمریکایی: /ˈdɑː.mə.nəns/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From dominant + -ance.

اسم

جمع
dominances
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

چیرگی، تسلط، غلبه، تفوق، برتری

The state of being dominant; of prime importance; supremacy.

The British dominance in Western Europe was unchallenged.

تفوق انگلیس در اروپای غربی بی‌چالش بود.

۲.

تسلط، قدرت برتر، برتری

Being in a position of power, authority or ascendancy over others.

The team established dominance early in the game.

تیم از ابتدای بازی برتری خود را تثبیت کرد.

۳.

برتری یک طرف بدن یا یکی از اعضای جفت، مانند راست‌دستی

فیزیولوژی

The superior development of or preference for one side of the body or one of a pair of organs; such as being right-handed.

Right-handedness is a form of manual dominance.

راست‌دستی نوعی برتری دستی است.

۴.

غلبه، میزان بیان فنوتیپ یک الل در حالت هتروزیگوت

زیست‌شناسیژنتیک

Of an allele, the degree to which it expresses its phenotype when heterozygous, such as whether it is dominant or recessive.

Dominance of the allele determines the trait expressed.

غلبه الل تعیین می‌کند که کدام صفت بیان شود.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه dominance را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.