دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی domestication به فارسی

اهلی‌سازی، رام‌کردن حیوانات وحشی یا پرورش گیاهان

بریتانیایی: /dəˌmes.tɪˈkeɪ.ʃən/ آمریکایی: /dəˌmes.tɪˈkeɪ.ʃən/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From domesticate + -ion.

اسم

جمع
domestications
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

اهلی‌سازی، رام‌کردن حیوانات وحشی یا پرورش گیاهان

The act of domesticating, or accustoming to home; the action of taming wild animals or breeding plants.

The domestication of dogs began thousands of years ago.

اهلی‌سازی سگ‌ها هزاران سال پیش آغاز شد.

۲.

تنفیذ، شناسایی و اجرایی‌کردن یک سند حقوقی در حوزه قضایی دیگر

حقوق

The act of making a legal instrument recognized and enforceable in a jurisdiction foreign to the one in which it was originally issued or created.

The domestication of the foreign judgment required court approval.

تنفیذ حکم خارجی نیاز به تأیید دادگاه داشت.

۳.

بومی‌سازی متن، تطبیق متن با فرهنگ مقصد

مطالعات ترجمه

The act of domesticating a text.

Domestication in translation makes the text feel more natural to the target audience.

بومی‌سازی در ترجمه باعث می‌شود متن برای مخاطب مقصد طبیعی‌تر به نظر برسد.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه domestication را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.