دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی domestication به فارسی
اهلیسازی، رامکردن حیوانات وحشی یا پرورش گیاهان
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From domesticate + -ion.
اسم
- جمع
- domestications
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
اهلیسازی، رامکردن حیوانات وحشی یا پرورش گیاهان
The act of domesticating, or accustoming to home; the action of taming wild animals or breeding plants.
The domestication of dogs began thousands of years ago.
اهلیسازی سگها هزاران سال پیش آغاز شد.
تنفیذ، شناسایی و اجراییکردن یک سند حقوقی در حوزه قضایی دیگر
The act of making a legal instrument recognized and enforceable in a jurisdiction foreign to the one in which it was originally issued or created.
The domestication of the foreign judgment required court approval.
تنفیذ حکم خارجی نیاز به تأیید دادگاه داشت.
بومیسازی متن، تطبیق متن با فرهنگ مقصد
The act of domesticating a text.
Domestication in translation makes the text feel more natural to the target audience.
بومیسازی در ترجمه باعث میشود متن برای مخاطب مقصد طبیعیتر به نظر برسد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه domestication را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.