دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی domesticate به فارسی
خانهگرا کردن، اهل خانه کردن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
مدخل ۱
ریشهشناسی
From domestic + -ate (verb-forming suffix).
فعل
- سومشخص مفرد
- domesticates
- وجه وصفی حال
- domesticating
- گذشته ساده
- domesticated
- اسم مفعول
- domesticated
خانهگرا کردن، اهل خانه کردن
To make domestic.
After his marriage, Reza became completely domesticated.
بعد از ازدواج رضا کاملا اهل خانه و زندگی شد.
برای زندگی خانگی مناسبتر کردن
To make (more) fit for domestic life.
She domesticated her husband with patience.
او با حوصله شوهرش را به زندگی خانگی عادت داد.
اهلی کردن، رام کردن
To adapt to live with humans.
The Russians claim to have successfully domesticated foxes.
روسها ادعا میکنند که روباهها را با موفقیت اهلی کردهاند.
متضادها: wild
اهلی شدن، رام شدن
To adapt to live with humans.
Dogs have clearly domesticated more than cats.
سگها به وضوح بیشتر از گربهها اهلی شدهاند.
قبولاندن، شناساندن (در حقوق بینالملل)
To make a legal instrument recognized and enforceable in a jurisdiction foreign to the one in which it was originally issued or created.
The court domesticated the foreign judgment.
دادگاه حکم خارجی را شناساند.
بومیسازی کردن، با فرهنگ محلی تطبیق دادن
To amend the elements of a text to fit local culture.
The translator domesticated the idioms for the target audience.
مترجم اصطلاحات را برای مخاطب مقصد بومیسازی کرد.
متضادها: foreignize
اصطلاحها و عبارتها
domesticated
اهلی، رام، دستآموز
Tamed and adapted to live with humans.
The domesticated cat is a common pet.
گربه اهلی یک حیوان خانگی رایج است.
اهل خانه و زندگی، خانهگرای
Accustomed to home life.
He has become quite domesticated since getting married.
او از وقتی ازدواج کرده کاملاً خانهگرا شده است.
مدخل ۲
ریشهشناسی
From domestic + -ate (noun-forming suffix).
اسم
- جمع
- domesticates
- شمارشپذیری
- countable
جانور یا گیاه اهلیشده
An animal or plant that has been domesticated.
Wheat is an important domesticate.
گندم یک گیاه اهلی مهم است.
عبارتهای مرتبط
- domesticated
- اهلی، رام، دستآموز
- domesticated
- اهل خانه و زندگی، خانهگرای
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه domesticate را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.