دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی disengagement به فارسی
رهایی، جدایی، آزادی (از گیره و قلاب و چفت و غیره)
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From dis- + engage + -ment.
اسم
- جمع
- disengagements
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
رهایی، جدایی، آزادی (از گیره و قلاب و چفت و غیره)
Release or detachment from a physical situation or other involvement.
The mechanic checked the car's gearbox for any disengagement.
مکانیک جعبهدندهی ماشین را برای هرگونه خلاصی بررسی کرد.
جداسازی، آزادسازی (یک ماده شیمیایی)
The release or separation of a chemical.
The disengagement of the compound occurred at high temperature.
جداسازی ترکیب در دمای بالا رخ داد.
فراغت، ناگرفتاری، آسودگی از مسئولیت
Leisure; relief from responsibilities or onerous activities.
The courtiers enjoyed a rare disengagement from court duties, wandering the gardens and taking long, aimless strolls.
درباران از فراغتِ نادری از وظایف دربار بهره بردند و در باغها به گشت و گذارهای طولانی و بیهدف پرداختند.
پسکشانی، عقبنشینی، قطع تماس با دشمن
Withdrawal from combat, confrontation, or the assertion of influence.
The disengagement of two armored battalions was ordered.
قطع تماس دو گردان زرهی دستور داده شد.
فسخ نامزدی، بههمزدن عقد ازدواج
Termination of an agreement to be married.
Their disengagement was announced in the newspaper.
فسخ نامزدی آنها در روزنامه اعلام شد.
حرکت دایرهای تیغه برای مسدود کردن پاری حریف
A circular movement of the blade that blocks an opponent's parry.
The fencer executed a perfect disengagement.
شمشیرباز یک حرکت دایرهای عالی اجرا کرد.
خروج جنین از کانال زایمان
The emergence of the fetus from the birth canal.
The doctor monitored the disengagement of the baby.
پزشک خروج نوزاد را زیر نظر داشت.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه disengagement را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.