دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی disgust به فارسی

بیزار کردن، منزجر کردن، مشمئز کردن

بریتانیایی: /dɪsˈɡʌst/ آمریکایی: /dɪsˈɡʌst/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Middle French desgouster, from Old French desgouster, from des- + gouster, from Latin gustus.

فعل

سوم‌شخص مفرد
disgusts
وجه وصفی حال
disgusting
گذشته ساده
disgusted
اسم مفعول
disgusted
۱.

بیزار کردن، منزجر کردن، مشمئز کردن

گذرا

To cause an intense dislike for something.

It disgusts me to see her chew with her mouth open.

دیدن جویدن او با دهان باز مرا منزجر می‌کند.

اسم

شمارش‌پذیری
uncountable
۲.

انزجار، بیزاری، تنفر، نفرت

An intense dislike or loathing someone feels for something bad or nasty.

With an air of disgust, she stormed out of the room.

با حالتی از انزجار، با عصبانیت از اتاق بیرون رفت.

اصطلاح‌ها و عبارت‌ها

disgusted

۳.

بیزار، منزجر، آریغمند، متنفر

Feeling or showing strong dislike or repulsion.

disgusting

۴.

بیزار کننده، آریغ انگیز، تنفرانگیز، هراش‌انگیز

Causing a strong feeling of dislike or repulsion.

this food has a disgusting smell

این خوراک بوی مشمئز کننده‌ای دارد.

عبارت‌های مرتبط

disgusted
بیزار، منزجر، آریغمند، متنفر
disgusting
بیزار کننده، آریغ انگیز، تنفرانگیز، هراش‌انگیز

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه disgust را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.