دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی discriminatory به فارسی
تبعیضآمیز، ناروا، تبعیضی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From discriminate + -ory.
صفت
- صفت تفضیلی
- more discriminatory
- صفت عالی
- most discriminatory
تبعیضآمیز، ناروا، تبعیضی
Of or pertaining to discrimination (in all senses).
they demanded the abolition of all discriminatory laws
آنان خواهان لغو کلیهی قوانین تبعیضآمیز بودند.
مترادفها: discriminational
تبعیضآمیز، ناروا
Showing prejudice or bias.
The policy was considered discriminatory.
این سیاست تبعیضآمیز تلقی میشد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه discriminatory را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.