دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی discrepancy به فارسی
اختلاف، ناهمخوانی، تناقض، مغایرت
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: discrepance archaic
ریشهشناسی
From Latin discrepantia, from discrepans, from discrepō, from crepō.
اسم
- جمع
- discrepancies
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
اختلاف، ناهمخوانی، تناقض، مغایرت
An inconsistency between facts or sentiments.
They found a discrepancy between the first set of test results and the second.
آنها بین نتایج اولین سری آزمایش و دومین سری مغایرتی یافتند.
مترادفها: inconsistency، disparity، variance
ناهماهنگی، ناجوری
The state or quality of being discrepant.
The discrepancy in their stories was obvious.
ناهماهنگی در داستانهایشان آشکار بود.
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه discrepancy را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.