دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی discourage به فارسی

نومید کردن، مایوس کردن، سرخورده کردن، دلسرد کردن، (روحیه را) تضعیف کردن، کم‌دل کردن، ناامید کردن، توی ذوق کسی زدن

بریتانیایی: /dɪˈskʌr.ɪdʒ/ آمریکایی: /dɪˈskɝː.ɪdʒ/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Middle French descourager, from Old French descouragier, from des- and corage.

فعل

سوم‌شخص مفرد
discourages
وجه وصفی حال
discouraging
گذشته ساده
discouraged
اسم مفعول
discouraged
۱.

نومید کردن، مایوس کردن، سرخورده کردن، دلسرد کردن، (روحیه را) تضعیف کردن، کم‌دل کردن، ناامید کردن، توی ذوق کسی زدن

گذرا

To extinguish the courage of; to dishearten; to depress the spirits of; to deprive of confidence; to deject.

Don't be discouraged by the amount of work left to do.

از حجم کار باقی‌مانده ناامید نشو.

مترادف‌ها: daunt، deter، dissuade

متضادها: encourage

۲.

بازداشتن، منصرف کردن، پشیمان کردن، تشویق نکردن

گذرا

To persuade somebody not to do (something).

A bill to discourage people from gambling.

لایحه‌ای برای بازداری مردم از قمار.

اسم

شمارش‌پذیری
uncountable
۳.

کم‌دلی، بی‌جراتی

نادر

Lack of courage.

His discourage was evident in his hesitation.

کم‌دلی او در تردیدش آشکار بود.

مترادف‌ها: cowardliness

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه discourage را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.