دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی discourage به فارسی
نومید کردن، مایوس کردن، سرخورده کردن، دلسرد کردن، (روحیه را) تضعیف کردن، کمدل کردن، ناامید کردن، توی ذوق کسی زدن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle French descourager, from Old French descouragier, from des- and corage.
فعل
- سومشخص مفرد
- discourages
- وجه وصفی حال
- discouraging
- گذشته ساده
- discouraged
- اسم مفعول
- discouraged
نومید کردن، مایوس کردن، سرخورده کردن، دلسرد کردن، (روحیه را) تضعیف کردن، کمدل کردن، ناامید کردن، توی ذوق کسی زدن
To extinguish the courage of; to dishearten; to depress the spirits of; to deprive of confidence; to deject.
Don't be discouraged by the amount of work left to do.
از حجم کار باقیمانده ناامید نشو.
مترادفها: daunt، deter، dissuade
متضادها: encourage
بازداشتن، منصرف کردن، پشیمان کردن، تشویق نکردن
To persuade somebody not to do (something).
A bill to discourage people from gambling.
لایحهای برای بازداری مردم از قمار.
اسم
- شمارشپذیری
- uncountable
کمدلی، بیجراتی
Lack of courage.
His discourage was evident in his hesitation.
کمدلی او در تردیدش آشکار بود.
مترادفها: cowardliness
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه discourage را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.