دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی disclosure به فارسی
آشکارسازی، افشاگری، فاشسازی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From disclose by analogy with closure.
اسم
- جمع
- disclosures
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
آشکارسازی، افشاگری، فاشسازی
The act of revealing something.
The newspaper's disclosure of corruption in the government shocked the public.
افشاگری روزنامه دربارهی فساد در دولت، مردم را شوکه کرد.
مترادفها: revelation
متضادها: closure
افشا، آشکارسازی اطلاعات پنهان به طرف دیگر
The making known of a previously hidden fact or series of facts to another party; the act of disclosing.
The contract requires full disclosure of all financial interests.
قرارداد مستلزم افشای کامل تمام منافع مالی است.
مطلبی که فاش میشود، حقیقت پنهان آشکارشده
That which is disclosed; a previously hidden fact or series of facts that is made known.
The disclosure revealed a major scandal.
این افشاگری یک رسوایی بزرگ را آشکار کرد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه disclosure را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.