دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی disciplinary به فارسی
وابسته به انضباط، انضباطی، سختگیرانه
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Medieval Latin disciplinarius, from Latin disciplina.
صفت
- صفت تفضیلی
- more disciplinary
- صفت عالی
- most disciplinary
وابسته به انضباط، انضباطی، سختگیرانه
Having to do with discipline, or with the imposition of discipline.
Debt can motivate or act as a disciplinary force for executives to achieve organizational efficiency.
بدهی میتواند به عنوان نیروی انضباطی برای مدیران جهت دستیابی به کارایی سازمانی عمل کند.
تادیبی، کیفری، انتظامی
For the purpose of imposing punishment.
The school has announced that it will take disciplinary measures against the students who participated in the protest activities.
مدرسه اعلام کرد که اقدامات تادیبی علیه دانشآموزانی که در فعالیتهای اعتراضی شرکت کردهاند انجام خواهد داد.
وابسته به رشتهی علمی
Of or relating to an academic field of study.
We hope that psychologists will applaud good studies of scientific behavior and thought regardless of the disciplinary specialty of the author.
امیدواریم روانشناسان از مطالعات خوب رفتار و تفکر علمی صرف نظر از تخصص رشتهای نویسنده استقبال کنند.
اسم
- جمع
- disciplinaries
اقدام انضباطی، اقدام تادیبی
A disciplinary action.
The employee received a disciplinary for repeated tardiness.
کارمند به دلیل تأخیر مکرر یک اقدام انضباطی دریافت کرد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه disciplinary را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.