دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی destabilise به فارسی

بی‌ثبات کردن، ناپایدار کردن

بریتانیایی: /diːˈsteɪbɪlaɪz/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

شکل‌های دیگر: destabilize US

ریشه‌شناسی

From de- + stabilise.

فعل

سوم‌شخص مفرد
destabilises
وجه وصفی حال
destabilising
گذشته ساده
destabilised
اسم مفعول
destabilised

This is the British spelling; the US spelling is destabilize.

۱.

بی‌ثبات کردن، ناپایدار کردن

گذرا

To make something unstable.

The earthquake destabilised the building's foundation.

زلزله پایه‌های ساختمان را بی‌ثبات کرد.

۲.

تضعیف کردن (دولت)، بی‌ثبات کردن (حکومت)

گذراسیاست

To undermine a government, especially by means of subversion or terrorism.

Foreign agents tried to destabilise the elected government.

عوامل خارجی سعی کردند دولت منتخب را تضعیف کنند.

۳.

بی‌ثبات شدن، ناپایدار شدن

ناگذرا

To become unstable.

The political situation began to destabilise rapidly.

اوضاع سیاسی به سرعت شروع به بی‌ثبات شدن کرد.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه destabilise را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.