دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی despair به فارسی

از چیزی ناامید شدن، از امید دست کشیدن

بریتانیایی: /dɪˈspeər/ آمریکایی: /dɪˈsper/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Middle English dispeir, from Anglo-Norman despeir and Old French desperer, from Latin desperare.

فعل

سوم‌شخص مفرد
despairs
وجه وصفی حال
despairing
گذشته ساده
despaired
اسم مفعول
despaired
۱.

از چیزی ناامید شدن، از امید دست کشیدن

گذرامنسوخ

To give up as beyond hope or expectation; to despair of.

She despaired of ever finding help and waited through the cold night.

او از یافتن هرگز کمکی ناامید شد و شب سرد را به انتظار سپری کرد.

۲.

ناامید کردن، مایوس کردن

گذرا

To cause to despair.

The news despaired her.

این خبر او را ناامید کرد.

۳.

ناامید شدن، مایوس شدن، نومید شدن

ناگذرا

To be hopeless; to have no hope; to give up all hope or expectation.

If you despair, you will fail.

اگر نومید شوی موفق نخواهی شد.

اسم

جمع
despairs
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۴.

نومیدی، ناامیدی، یأس، سرخوردگی، دلسردی

Loss of hope; utter hopelessness; complete despondency.

He turned around in despair, aware that he was not going to survive.

او با نومیدی برگشت و فهمید که زنده نخواهد ماند.

مترادف‌ها: desperation، hopelessness

متضادها: hope

۵.

مایه‌ی نومیدی، چیزی که باعث ناامیدی می‌شود

That which causes despair.

That student's illegible handwriting was my despair.

خط ناخوانای آن شاگرد حس یأس مرا برمی‌انگیخت.

۶.

چیزی که از آن ناامید شده‌اند

That which is despaired of.

His health became the despair of his family.

سلامتی او مایه ناامیدی خانواده‌اش شد.

اصطلاح‌ها و عبارت‌ها

be the despair of

۷.

موجب نومیدی بودن

To cause despair or hopelessness in someone.

His constant lateness was the despair of his teacher.

دیرکردن مداوم او موجب نومیدی معلمش بود.

overcome by despair

۸.

غرق در نومیدی، کاملا نومید

To be completely overwhelmed by hopelessness.

after the war, some Germans were overcome by despair

بعد از جنگ نومیدی بر برخی از آلمان‌ها غلبه کرده بود.

عبارت‌های مرتبط

be the despair of
موجب نومیدی بودن
overcome by despair
غرق در نومیدی، کاملا نومید

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه despair را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.