دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی deskbound به فارسی
مقید به میز کار، پشتمیزی
بریتانیایی: /ˈdesk.baʊnd/ آمریکایی: /ˈdesk.baʊnd/
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From desk + bound, from the past participle of bind.
صفت
۱.
مقید به میز کار، پشتمیزی
Whose work confines him or her to a desk.
The deskbound police officer had no opportunity to deal with street crime.
افسر پلیس پشتمیزی فرصتی برای رسیدگی به جرم خیابانی نداشت.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه deskbound را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.