دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی derive به فارسی
به دست آوردن، دریافت کردن، ناشی شدن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Old French deriver, from Latin derivare, meaning to lead off or draw off.
فعل
- سومشخص مفرد
- derives
- وجه وصفی حال
- deriving
- گذشته ساده
- derived
- اسم مفعول
- derived
به دست آوردن، دریافت کردن، ناشی شدن
To obtain or receive (something) from something else.
He derives great pleasure from reading.
او لذت زیادی از خواندن میبرد.
استنباط کردن، استنتاج کردن، نتیجهگیری کردن
To deduce (a conclusion) by reasoning.
Many conclusions can be derived from these figures.
از این ارقام نتایج بسیاری میتوان گرفت.
ریشهیابی کردن، وجه اشتقاق چیزی را نشان دادن
To find the derivation of (a word or phrase).
The word "royal" is derived from Latin.
واژهی "royal" از لاتین مشتق شده است.
مشتق کردن، فرآمد کردن (مادهای را از مادهی دیگر گرفتن)
To create (a compound) from another by means of a reaction.
The scientists derived a new compound from the original substance.
دانشمندان یک ترکیب جدید را از ماده اولیه مشتق کردند.
ناشی شدن، سرچشمه گرفتن، برگرفته شدن
To originate or stem (from).
Her organizational skills derive from her army experience.
مهارتهای سازماندهی او از تجربهاش در ارتش ناشی میشود.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه derive را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.