دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی derive به فارسی

به دست آوردن، دریافت کردن، ناشی شدن

بریتانیایی: /dɪˈraɪv/ آمریکایی: /dɪˈraɪv/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Old French deriver, from Latin derivare, meaning to lead off or draw off.

فعل

سوم‌شخص مفرد
derives
وجه وصفی حال
deriving
گذشته ساده
derived
اسم مفعول
derived
۱.

به دست آوردن، دریافت کردن، ناشی شدن

گذرا

To obtain or receive (something) from something else.

He derives great pleasure from reading.

او لذت زیادی از خواندن می‌برد.

۲.

استنباط کردن، استنتاج کردن، نتیجه‌گیری کردن

گذرامنطق

To deduce (a conclusion) by reasoning.

Many conclusions can be derived from these figures.

از این ارقام نتایج بسیاری می‌توان گرفت.

۳.

ریشه‌یابی کردن، وجه اشتقاق چیزی را نشان دادن

گذرازبان‌شناسی

To find the derivation of (a word or phrase).

The word "royal" is derived from Latin.

واژه‌ی "royal" از لاتین مشتق شده است.

۴.

مشتق کردن، فرآمد کردن (ماده‌ای را از ماده‌ی دیگر گرفتن)

گذراشیمی

To create (a compound) from another by means of a reaction.

The scientists derived a new compound from the original substance.

دانشمندان یک ترکیب جدید را از ماده اولیه مشتق کردند.

۵.

ناشی شدن، سرچشمه گرفتن، برگرفته شدن

ناگذرا

To originate or stem (from).

Her organizational skills derive from her army experience.

مهارت‌های سازماندهی او از تجربه‌اش در ارتش ناشی می‌شود.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه derive را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.