دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی deprived به فارسی

محرومیت‌کشیده، فقیر، مسکین

بریتانیایی: /dɪˈpraɪvd/ آمریکایی: /dɪˈpraɪvd/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

صفت

صفت تفضیلی
more deprived
صفت عالی
most deprived
۱.

محرومیت‌کشیده، فقیر، مسکین

Subject to deprivation; poor.

Many deprived families struggle to afford basic necessities.

بسیاری از خانواده‌های محروم برای تأمین نیازهای اساسی خود به زحمت می‌افتند.

فعل

اسم مفعول
deprived
۲.

محروم شده، محروم گشته

Past participle of deprive.

He was deprived of his rights.

او از حقوق خود محروم شد.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه deprived را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.