دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی deplete به فارسی
خالی کردن (رگهای بدن) با خونگیری یا دارو
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Latin dēplētus, meaning empty.
فعل
- سومشخص مفرد
- depletes
- وجه وصفی حال
- depleting
- گذشته ساده
- depleted
- اسم مفعول
- depleted
خالی کردن (رگهای بدن) با خونگیری یا دارو
To empty or unload, as the vessels of the human system, by bloodletting or by medicine.
This drug can deplete the body of magnesium.
این دارو میتواند بدن را از منیزیم تهی کند.
تحلیل بردن، فرسودن، کاستن، ته کشیدن، کم شدن، کمتوان کردن
To reduce by destroying or consuming the vital powers of; to exhaust, as a country of its strength or resources, a treasury of money, etc.
The winter storm quickly depleted the salt supply of the county.
طوفان زمستانی به سرعت ذخیره نمک شهرستان را تحلیل برد.
متضادها: replenish
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه deplete را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.