دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی density به فارسی

چگالی، نسبت جرم به حجم

بریتانیایی: /ˈden.sɪ.ti/ آمریکایی: /ˈden.sə.t̬i/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Middle French densité or Latin densitas, from densus (dense).

اسم

جمع
densities
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

چگالی، نسبت جرم به حجم

فیزیک

A measure of the mass of matter contained by a unit volume.

The density of water is 1 gram per cubic centimeter.

چگالی آب ۱ گرم بر سانتی‌متر مکعب است.

مترادف‌ها: mass density

۲.

تراکم، چگالی (نسبت یک کمیت به فضای توزیع)

The ratio of one quantity to another quantity representing space, area, or extent in which the thing of interest is distributed.

The density of the crowd was overwhelming.

تراکم جمعیت طاقت‌فرسا بود.

مترادف‌ها: number density

۳.

چگالی احتمال، تابع چگالی احتمال

ریاضیاتآمار

The probability that an outcome will fall into a given range, per unit of that range; the relative likelihood of possible values of a continuous random variable.

The probability density function describes the distribution of a continuous random variable.

تابع چگالی احتمال توزیع یک متغیر تصادفی پیوسته را توصیف می‌کند.

مترادف‌ها: probability density

۴.

کندذهنی، دیرفهمی، حماقت

قدیمی

Stupidity; denseness.

The old scribe sighed at his density, for he could not grasp the simplest instruction and stood there, mute as a stone.

کاتب پیر از کندذهنی او ناچار سکوت کرد، زیرا ساده‌ترین دستور را درک نمی‌کرد و آنجا ایستاده بود، بی‌صدا مانند سنگ.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه density را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.