دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی delinquency به فارسی

قصور، کوتاهی، سهل‌انگاری در انجام وظیفه

بریتانیایی: /dɪˈlɪŋ.kwən.si/ آمریکایی: /dɪˈlɪŋ.kwən.si/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Late Latin delinquentia, from Latin delinquens, present participle of delinquo (I transgress, err).

اسم

جمع
delinquencies
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

قصور، کوتاهی، سهل‌انگاری در انجام وظیفه

Misconduct or neglect of duty.

The captain's delinquency led to the sinking of the ship.

سهل‌انگاری ناخدا منجر به غرق کشتی شد.

۲.

بزهکاری، خلافکاری، جرم

حقوق

A criminal offense.

His delinquencies landed him in jail.

بزهکاری‌هایش کار او را به زندان کشاند.

۳.

تاخیر در پرداخت، پس‌افت، کژحسابی

مالی

A debt that is overdue for payment.

There will be a fine for any delinquency in payment.

هرگونه تاخیر در پرداخت موجب جریمه خواهد شد.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه delinquency را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.