دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی delta به فارسی

دلتا (چهارمین حرف الفبای یونانی)

بریتانیایی: /ˈdel.tə/ آمریکایی: /ˈdel.t̬ə/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Ancient Greek δέλτα (délta), from a Phoenician word for 'door'.

اسم

جمع
deltas
۱.

دلتا (چهارمین حرف الفبای یونانی)

The fourth letter of the modern Greek alphabet Δ, δ.

The Greek letter delta is used in mathematics.

حرف یونانی دلتا در ریاضیات استفاده می‌شود.

۲.

دلتای رودخانه، آب‌پخشان

A landform at the mouth of a river where it empties into a body of water.

The river flows into a wide delta before reaching the sea.

رودخانه قبل از رسیدن به دریا به یک دلتا وسیع می‌ریزد.

۳.

نماد دلتا (Δ) برای نشان دادن تغییر در یک کمیت

ریاضیاتفیزیکمهندسی

The symbol Δ; a change in a quantity.

ΔV stands for change in velocity.

ΔV مخفف تغییر در سرعت است.

۴.

دلتا (نرخ تغییر ارزش اختیار معامله نسبت به قیمت دارایی پایه)

مالی

The rate of change in an option value with respect to the underlying asset's price.

The delta of the option is 0.6.

دلتای اختیار معامله ۰.۶ است.

۵.

مقدار دلتا در نشانه‌گذاری ایزوتوپی

شیمی

A value in delta notation indicating the relative abundances of isotopes.

The delta value for oxygen-18 was measured.

مقدار دلتا برای اکسیژن-۱۸ اندازه‌گیری شد.

۶.

مجموعه تفاوت‌های بین دو نسخه از یک فایل

رایانش

The set of differences between two versions of a file.

When you update the file, the system will only save the deltas.

وقتی فایل را به‌روز می‌کنید، سیستم فقط دلتاها را ذخیره می‌کند.

۷.

یک اثر کوچک اما قابل توجه

رایانشعامیانه

A small but noticeable effect.

This will slow the main code path down, but only by delta.

این کار مسیر اصلی کد را کند می‌کند، اما فقط به اندازه یک دلتا.

۸.

زاویه مقابل در مرکز یک کمان دایره‌ای

نقشه‌برداری

The angle subtended at the center of a circular arc.

The surveyor calculated the delta of the arc.

نقشه‌بردار دلتای کمان را محاسبه کرد.

۹.

نوعی دوچرخه باری با یک چرخ جلو و دو چرخ عقب

A type of cargo bike that has one wheel in front and two in back.

He delivered packages using a delta bike.

او بسته‌ها را با یک دوچرخه دلتا تحویل می‌داد.

۱۰.

اتصال مثلث (در سیستم سه فاز)

برق

The closed figure produced by connecting three coils or circuits successively, end for end, especially in a three-phase system.

The motor uses a delta connection.

موتور از اتصال مثلث استفاده می‌کند.

۱۱.

یک واحد نظامی (در نیروی فضایی ایالات متحده)

آمریکایینظامی

A military unit, nominally headed by a colonel, equivalent to a USAF operations wing, or an army regiment.

The Space Force established a new delta in Colorado.

نیروی فضایی یک دلتا جدید در کلرادو تأسیس کرد.

۱۲.

ستاره‌ای که معمولاً چهارمین ستاره پرنور یک صورت فلکی است

ستاره‌شناسی

A star that is usually the fourth brightest of a constellation.

Delta Orionis is a star in the constellation Orion.

دلتا شکارچی ستاره‌ای در صورت فلکی شکارچی است.

۱۳.

یکی از چهار باریون متشکل از کوارک‌های بالا و پایین با اسپین ۳/۲

فیزیک

One of four baryons consisting of up and down quarks with a combined spin of 3/2.

The delta baryon has a short lifetime.

باریون دلتا عمر کوتاهی دارد.

۱۴.

گونه دلتا (از ویروس SARS-CoV-2)

پزشکی

Short for delta variant (variant of the SARS-CoV-2 virus).

The delta variant spread rapidly.

گونه دلتا به سرعت گسترش یافت.

فعل

سوم‌شخص مفرد
deltas
وجه وصفی حال
deltaing
گذشته ساده
deltaed
اسم مفعول
deltaed
۱۵.

محاسبه تفاوت بین کاراکترهای یک متن رمزگذاری‌شده و کاراکترهای چند موقعیت قبل

رمزنگاری

To calculate the differences between the characters in an enciphered text and the characters a fixed number of positions previous.

The cryptographer deltaed the ciphertext.

رمزنگار متن رمز را دلتا کرد.

۱۶.

مقایسه دو نسخه از یک فایل برای تعیین تفاوت‌ها

رایانش

To compare two versions of the same file in order to determine where they differ.

The programmer deltaed the source files.

برنامه‌نویس فایل‌های منبع را دلتا کرد.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه delta را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.