دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی delayer به فارسی
کسی که تأخیر میکند، وقتکش
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
مدخل ۱
ریشهشناسی
From delay + -er.
اسم
- جمع
- delayers
- شمارشپذیری
- countable
کسی که تأخیر میکند، وقتکش
One who delays.
He is a notorious delayer.
او یک وقتکش بدنام است.
مادهای که برای کاهش سرعت سوختن سوخت جامد موشک به کار میرود تا آن را قابل کنترلتر کند
A substance used to slow the rate of combustion of a solid rocket fuel so as to make it more controllable.
The delayer was added to the propellant.
کندکننده به پیشرانه اضافه شد.
مدخل ۲
ریشهشناسی
From de- + layer.
فعل
- سومشخص مفرد
- delayers
- وجه وصفی حال
- delayering
- گذشته ساده
- delayered
- اسم مفعول
- delayered
لایههای مدیریتی را کاهش دادن، لایهزدایی کردن
To remove layers from; to strip away levels from.
The company decided to delayer management.
شرکت تصمیم گرفت لایههای مدیریتی را کاهش دهد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه delayer را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.