دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی deficit به فارسی

کمبود، کسر، نقصان

بریتانیایی: /ˈdef.ɪ.sɪt/ آمریکایی: /ˈdef.ə.sɪt/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From French déficit, from Latin dēficit.

اسم

جمع
deficits
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

کمبود، کسر، نقصان

Deficiency in amount or quality; a falling short; lack.

The crop output this year has been comparatively small, owing to the deficit in rainfall.

محصول امسال به دلیل کمبود بارندگی نسبتاً کم بوده است.

مترادف‌ها: shortfall

متضادها: surplus

۲.

کسری بودجه، زیان، کسر موازنه

مالی

A situation wherein, or amount whereby, spending exceeds (e.g. government) revenue.

a budget deficit

کسری بودجه

مترادف‌ها: fiscal deficit، shortfall

متضادها: surplus

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه deficit را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.