دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی deferential به فارسی
با ادب، مودب، با ملاحظه، احترامآمیز، تکریمآمیز
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
صفت
- صفت تفضیلی
- more deferential
- صفت عالی
- most deferential
با ادب، مودب، با ملاحظه، احترامآمیز، تکریمآمیز
Respectful and considerate; showing deference.
When it came to older people he assumed a deferential attitude.
روش او با اشخاص مسنتر احترامآمیز بود.
متضادها: derogative، derogatory
مبتنی بر احترام و تبعیت از دیگران
Based on deference; based on the doctrine, ideology, or wishes of others rather than one's own conclusions.
His deferential approach to policy followed public opinion.
رویکرد مبتنی بر تبعیت او در سیاستگذاری از افکار عمومی پیروی میکرد.
مربوط به مجرای وابران (واز دفران)
Of, or relating to the vas deferens.
The deferential duct is part of the male reproductive system.
مجرای وابران بخشی از دستگاه تناسلی مردانه است.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه deferential را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.