دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی dedicate به فارسی

وقف کردن، به خدا اختصاص دادن

بریتانیایی: /ˈded.ɪ.keɪt / ˈded.ɪ.kɪt/ آمریکایی: /ˈded.ə.keɪt / ˈded.ə.kɪt/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

مدخل ۱

ریشه‌شناسی

From Latin dēdicātus, from dēdicō.

فعل

سوم‌شخص مفرد
dedicates
وجه وصفی حال
dedicating
گذشته ساده
dedicated
اسم مفعول
dedicated
۱.

وقف کردن، به خدا اختصاص دادن

گذرا

To set apart for a deity or for religious purposes; consecrate.

He dedicated his life to the service of God.

او عمر خود را وقف خدمت خدا کرد.

مترادف‌ها: consecrate، hallow

۲.

اختصاص دادن، به کار خاصی اختصاص دادن

گذرا

To set apart for a special use.

They dedicated their money to scientific research.

آنها پول خود را به تحقیقات علمی اختصاص دادند.

مترادف‌ها: allocate، earmark

۳.

خود را وقف کردن، متعهد شدن

گذرا

To commit (oneself) to a particular course of thought or action.

We dedicated ourselves to starting our own business.

ما خود را وقف راه‌اندازی کسب‌وکار خود کردیم.

مترادف‌ها: devote

۴.

تقدیم کردن، اهدا کردن

گذرا

To address or inscribe (a literary work, for example) to another as a mark of respect or affection.

He dedicated his book to his wife.

او کتاب خود را به همسرش تقدیم کرد.

۵.

افتتاح کردن، گشودن

گذرا

To open (a building, for example) to public use.

The building will be formally dedicated on Sunday.

ساختمان روز یکشنبه رسماً گشایش خواهد یافت.

۶.

برای اولین بار به نمایش عمومی گذاشتن

گذرا

To show to the public for the first time.

They dedicated a monument in the park.

آنها یک بنای یادبود در پارک افتتاح کردند.

مدخل ۲

ریشه‌شناسی

From Latin dēdicātus, past participle of dēdicō.

صفت

۷.

وقف‌شده، اختصاص‌یافته، تقدیس‌شده

منسوخ

Dedicated; set apart; devoted; consecrated.

The chapel was a dedicated space, set apart from ordinary use for worship.

کلیسای کوچک به عنوان مکانی وقف‌شده برای عبادت از کاربری عادی جدا شده بود.

اسم

جمع
dedicates
۸.

فردی که خود را وقف خدمت به رهبر یا دینی می‌کند

فانتزیبت‌پرستی

One who dedicates themselves, or who is dedicated, to the service of some leader, religion, etc.

The dedicate swore loyalty to the order.

فرد وقف‌شده به دستور وفاداری سوگند یاد کرد.

واژه‌های مرتبط

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه dedicate را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.