دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی cumbersome به فارسی

سنگین و دست و پا گیر، ملال‌آور

بریتانیایی: /ˈkʌm.bə.səm/ آمریکایی: /ˈkʌm.bɚ.səm/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Middle English cumbyrsum, from cumber (hindrance) + -some.

صفت

صفت تفضیلی
more cumbersome
صفت عالی
most cumbersome
۱.

سنگین و دست و پا گیر، ملال‌آور

Burdensome or hindering, as if a weight or drag; vexatious.

cumbersome administrative procedures

روش‌های اداری دست و پا گیر

مترادف‌ها: cumbrous، unwieldy

۲.

بدقلق، سخت کاربرد، حمل آن مشکل

Not easily managed or handled; awkward; clumsy.

Cumbersome machines can endanger operators and slow down production.

ماشین‌آلات بدقلق می‌توانند اپراتورها را به خطر انداخته و تولید را کند کنند.

her suitcases were old and cumbersome

چمدان‌های او قدیمی و حمل آنها مشکل بود.

۳.

دشوار، سنگین، سخت

Hard, difficult, demanding to handle or get around with.

A slave's work was as cumbersome as toiling on the fields, or in the mines.

کار یک برده به اندازه کار در مزارع یا معادن طاقت‌فرسا بود.

۴.

کند، سنگین، بی‌حرکت

Inert, lumbering, slow in movement.

it was an angry and cumbersome bear

این یک خرس عصبانی و سنگین بود.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه cumbersome را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.