دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی cultivate به فارسی
کشت کردن، کشت و زرع کردن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Medieval Latin cultivātus, from Latin colere, meaning to till.
فعل
- سومشخص مفرد
- cultivates
- وجه وصفی حال
- cultivating
- گذشته ساده
- cultivated
- اسم مفعول
- cultivated
کشت کردن، کشت و زرع کردن
To grow plants, notably crops.
Most farmers in this region cultivate maize.
بیشتر کشاورزان این منطقه ذرت کشت میکنند.
پروردن، تقویت کردن، در خود پروردن
To nurture or foster an attitude, interest, or skill.
They tried to cultivate an interest in learning among their students.
آنها سعی کردند علاقه به یادگیری را در دانشآموزان خود تقویت کنند.
خاک را بیل زدن، شخم زدن
To turn or stir soil in preparation for planting or for weed control.
Farmers often cultivate the soil around plants to improve growth.
کشاورزان اغلب خاک اطراف گیاهان را بیل میزنند تا رشد را بهبود بخشند.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه cultivate را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.