دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی crystallise به فارسی
املای استاندارد غیر آکسفوردی بریتانیایی از crystallize
بریتانیایی: /ˈkrɪstəlaɪz/
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From crystal + -ise.
فعل
- سومشخص مفرد
- crystallises
- وجه وصفی حال
- crystallising
- گذشته ساده
- crystallised
- اسم مفعول
- crystallised
۱.
املای استاندارد غیر آکسفوردی بریتانیایی از crystallize
بریتانیایی
Non-Oxford British English standard spelling of crystallize.
The sugar began to crystallise in the pan.
شکر در قابلمه شروع به متبلور شدن کرد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه crystallise را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.