دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی criticize به فارسی

عیب‌جویی کردن، نکوهیدن، خرده گرفتن

بریتانیایی: /ˈkrɪt.ɪ.saɪz/ آمریکایی: /ˈkrɪt̬.ɪ.saɪz/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

شکل‌های دیگر: criticise UK، Ireland، Commonwealth

ریشه‌شناسی

From critic + -ize, from Ancient Greek kritikos.

فعل

سوم‌شخص مفرد
criticizes
وجه وصفی حال
criticizing
گذشته ساده
criticized
اسم مفعول
criticized
۱.

عیب‌جویی کردن، نکوهیدن، خرده گرفتن

گذراناگذرا

To find fault with something.

They criticized him for endangering people's lives.

آن‌ها او را به خاطر به خطر انداختن جان مردم نکوهش کردند.

مترادف‌ها: censure

۲.

انتقاد کردن، هنرسنجی کردن، نقد کردن

گذراناگذرا

To evaluate something, assessing its merits and faults.

We read and criticize each other's poetry.

ما اشعار همدیگر را می‌خوانیم و نقد می‌کنیم.

مترادف‌ها: appraise، judge

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه criticize را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.