دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی criterion به فارسی

ملاک، معیار، ضابطه، سنجه، استاندارد

بریتانیایی: /kraɪˈtɪə.ri.ən/ آمریکایی: /kraɪˈtɪr.i.ən/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

شکل‌های دیگر: criteria nonstandard؛ criterium

The plural form criterions also exists, but is much less common. The form criteria is sometimes used as a nonstandard singular form.

ریشه‌شناسی

From New Latin criterion, from Ancient Greek κριτήριον (kritḗrion, 'a test, a means of judging').

اسم

جمع
criteria، criterions
شمارش‌پذیری
countable
۱.

ملاک، معیار، ضابطه، سنجه، استاندارد

A standard, test, or requirement by which individual things or people may be compared and judged.

the criteria for accepting students

ضوابط پذیرش دانشجو

one of the most important criteria for physical health

یکی از مهمترین سنجه‌های سلامتی جسمی

مترادف‌ها: benchmark

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه criterion را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.