دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی credible به فارسی
باور کردنی، باورپذیر
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle French credible, from Latin credibilis, meaning worthy of belief.
صفت
- صفت تفضیلی
- more credible
- صفت عالی
- most credible
باور کردنی، باورپذیر
Believable or plausible.
His story is not credible.
داستان او باور کردنی نیست.
متضادها: incredible، uncredible
قابل اعتماد، موثق
Dependable, trustworthy, or reliable.
A credible witness is essential for the trial.
شاهد قابل اطمینان برای محاکمه ضروری است.
معتبر، قانعکننده
Authentic or convincing.
The actor gave a credible performance.
بازیگر اجرای قانعکنندهای ارائه داد.
اصطلاحها و عبارتها
credibility
باورپذیری، قابلیت اعتماد یا اطمینان، وثوق، شایستگی
The quality of being believable or trustworthy.
The witness's credibility was questioned in court.
قابلیت اعتماد شاهد در دادگاه زیر سوال رفت.
عبارتهای مرتبط
- credibility
- باورپذیری، قابلیت اعتماد یا اطمینان، وثوق، شایستگی
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه credible را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.