دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی cred به فارسی
اعتبار، قابلیت اعتماد
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
Clipping of credibility, credential, or credit.
اسم
- جمع
- creds
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
اعتبار، قابلیت اعتماد
Credibility; trustworthiness or reputation.
He has zero cred after that lie.
او بعد از آن دروغ هیچ اعتباری ندارد.
مدرک شناسایی، اطلاعات ورود
A credential; a piece of identifying information used for authentication.
Enter your creds to log in.
برای ورود، اطلاعات شناسایی خود را وارد کنید.
واحد پول، اعتبار
A credit; a unit of currency.
That gadget costs 500 creds.
آن ابزار ۵۰۰ واحد اعتبار قیمت دارد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه cred را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.