دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی creditor به فارسی
بستانکار، طلبکار
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: creditour obsolete
ریشهشناسی
From Middle English creditour, from Anglo-Norman, from Latin creditor, from credere 'to lend'.
اسم
- جمع
- creditors
بستانکار، طلبکار
A person to whom a debt is owed.
creditors surrounded him
طلبکاران دورش را گرفتند.
متضادها: debtor
کسی که به چیزی باور دارد، معتقد
One who gives credence to something; a believer.
He was a creditor of the old myths.
او به افسانههای قدیمی باور داشت.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه creditor را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.