دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی creativity به فارسی
خلاقیت، آفرینندگی، آفریدگری
بریتانیایی: /ˌkriː.eɪˈtɪv.ə.ti/ آمریکایی: /ˌkriː.eɪˈt̬ɪv.ə.t̬i/
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From creative + -ity.
اسم
- جمع
- creativities
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
۱.
خلاقیت، آفرینندگی، آفریدگری
The ability to use imagination to produce a novel idea or product.
His creativity is unsurpassed by his fellow students in the art class.
خلاقیت او در کلاس هنر از همکلاسیهایش بینظیر است.
poetic creativity
خلاقیت شاعرانه
مترادفها: creativeness، originality
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه creativity را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.