دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی courtship به فارسی

عمل نشان دادن ادب و احترام، به‌ویژه در برابر مقامات

بریتانیایی: /ˈkɔːt.ʃɪp/ آمریکایی: /ˈkɔːrt.ʃɪp/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From court + -ship.

اسم

جمع
courtships
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

عمل نشان دادن ادب و احترام، به‌ویژه در برابر مقامات

The act of paying court; demonstrating politeness and respect as traditionally given at a court.

His courtship of the ambassador was noted by all.

رفتار محترمانه‌ی او با سفیر مورد توجه همه قرار گرفت.

۲.

مراسم ادای احترام به یک شخصیت بزرگ

منسوخ

The ceremonial performance of acts of courtesy to a dignitary, etc.

The courtship of the king was performed with ceremonial bows and banners as ambassadors entered the hall.

مراسم ادای احترام به پادشاه با تعظیم‌های تشریفاتی و پرچم‌های آراسته انجام می‌شد.

۳.

عشقبازی، خواستگاری، دوران نامزدی

The act of wooing a person to enter into a romantic relationship or marriage; the period during which a couple fall in love before marriage.

Their courtship lasted for two years before they decided to get married.

عشقبازی آن‌ها دو سال طول کشید قبل از اینکه تصمیم به ازدواج بگیرند.

۴.

رفتار جفت‌یابی در حیوانات

The behaviour exhibited by an animal to attract a mate.

The peacock's courtship display is impressive.

نمایش جفت‌یابی طاووس چشمگیر است.

۵.

تلاش برای جلب حمایت یا لطف کسی

The act of trying to solicit a favour or support from someone.

The senator's courtship of the voters was relentless.

تلاش سناتور برای جلب حمایت رأی‌دهندگان بی‌وقفه بود.

۶.

خوش‌رفتاری درباری، ادب و نزاکت

منسوخ

Elegance or propriety of manners fitting for a court; courtliness; courteous or polite behaviour.

She carried herself with courtship, every bow precise and every word measured.

او با خوش‌رفتاری درباری به‌گونه‌ای رفتار می‌کرد که هر تعظیمش دقیق و هر کلامی موزون بود.

۷.

درباری‌گری، دسیسه‌های درباری

منسوخ

The pursuit of being a courtier; the artifices and intrigues of a court.

Courtship at the royal court was a maze of favors and intrigues, as young hopefuls vied for access.

درباری‌گری در دربار سلطنتی گردشی از درخواست‌ها و دسیسه‌ها بود، در حالی که جوانان امیدوار برای دسترسی به مقام با هم رقابت می‌کردند.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه courtship را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.