دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی courage به فارسی
شجاعت، دلاوری، دلیری، جرات
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Old French corage, from Vulgar Latin *corāticum, from Latin cor (heart).
اسم
- جمع
- courages
- شمارشپذیری
- usually uncountable
شجاعت، دلاوری، دلیری، جرات
The quality of being confident, not afraid or easily intimidated, but without being incautious or inconsiderate.
It takes a lot of courage to be successful in business.
برای موفقیت در کسبوکار به شجاعت زیادی نیاز است.
جرات، توانایی غلبه بر ترس
The ability to overcome one's fear, do or live things which one finds frightening.
He plucked up the courage to tell her how he felt.
جرات کرد و به او گفت چه احساسی دارد.
توانایی حفظ اراده یا قصد خود با وجود ناملایمات، دشواری، شکست یا برگشت؛ استقامت اخلاقی
The ability to maintain one's will or intent despite adversity, difficulty, defeat or reversal; moral fortitude.
Homa showed great courage in the face of adversity.
هما در برابر ناملایمات شجاعت زیادی از خود نشان داد.
فعل
- سومشخص مفرد
- courages
- وجه وصفی حال
- couraging
- گذشته ساده
- couraged
- اسم مفعول
- couraged
تشویق کردن، دلگرمی دادن
To encourage.
The general couraged his men to press on despite the siege.
ژنرال به مردانش دلگرمی داد تا با وجود محاصره به پیشروی ادامه دهند.
اصطلاحها و عبارتها
have (or lack) the courage of one's convictions
دل و جرات پیروی از آرمانهای خود را داشتن (یا نداشتن)
To have (or lack) the bravery to act according to one's beliefs.
She had the courage of her convictions and spoke out against injustice.
او شهامت پیروی از اعتقاداتش را داشت و علیه بیعدالتی سخن گفت.
take courage
قوت قلب پیدا کردن، الهام گرفتن (از)، دل و جرات به دست آوردن
To become brave or confident; to be inspired.
He took courage from his friends' support.
او از حمایت دوستانش قوت قلب گرفت.
take one's courage in both hands
شهامت انجام کاری را یافتن، دل را قرص کردن
To muster the courage to do something difficult or frightening.
She took her courage in both hands and asked for a promotion.
او شهامت انجام کار را یافت و درخواست ترفیع کرد.
عبارتهای مرتبط
- take courage
- قوت قلب پیدا کردن، الهام گرفتن (از)، دل و جرات به دست آوردن
- take one's courage in both hands
- شهامت انجام کاری را یافتن، دل را قرص کردن
- have (or lack) the courage of one's convictions
- دل و جرات پیروی از آرمانهای خود را داشتن (یا نداشتن)
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه courage را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.