دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی counterproductive به فارسی
زیانآورتر از مفید، ضدتولید
بریتانیایی: /ˌkaʊn.tə.prəˈdʌk.tɪv/ آمریکایی: /ˌkaʊn.t̬ɚ.prəˈdʌk.tɪv/
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From counter- + productive.
صفت
- صفت تفضیلی
- more counterproductive
- صفت عالی
- most counterproductive
۱.
زیانآورتر از مفید، ضدتولید
More of a hindrance than a help.
Criticizing your team members in public can be counterproductive.
انتقاد از اعضای تیم در جمع میتواند زیانبخش باشد.
متضادها: productive
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه counterproductive را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.