دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی correspondingly به فارسی
به طور متناظر، به همان نسبت
بریتانیایی: /ˌkɒr.ɪˈspɒn.dɪŋ.li/ آمریکایی: /ˌkɔːr.əˈspɑːn.dɪŋ.li/
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From corresponding + -ly.
قید
۱.
به طور متناظر، به همان نسبت
In a corresponding manner; conformably.
He lived in a huge mansion, with a correspondingly large set of gates to keep out unwanted guests.
او در عمارتی بزرگ زندگی میکرد، با دروازههایی به همان اندازه بزرگ برای جلوگیری از ورود مهمانان ناخواسته.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه correspondingly را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.