دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی correlation به فارسی
همبستگی، هموابستگی، ارتباط متقابل
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle French corrélation, from Latin com- + relatio.
اسم
- جمع
- correlations
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
همبستگی، هموابستگی، ارتباط متقابل
A reciprocal, parallel or complementary relationship between two or more comparable objects.
There is a strong correlation between smoking and lung cancer.
همبستگی قوی بین سیگار کشیدن و سرطان ریه وجود دارد.
همبستگی، ضریب همبستگی
A measure of the linear statistical relationship between two random variables, indicating both the strength and direction of the relationship.
The correlation between the two variables was 0.85.
همبستگی بین دو متغیر ۰/۸۵ بود.
همریختی از یک فضای تصویری به دوگان آن
An isomorphism from a projective space to the dual of a projective space, often to the dual of itself.
A correlation maps points to lines and lines to points.
یک همریختی نقاط را به خطوط و خطوط را به نقاط نگاشت میکند.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه correlation را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.