دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی correlation به فارسی

همبستگی، هم‌وابستگی، ارتباط متقابل

بریتانیایی: /ˌkɒr.əˈleɪ.ʃən/ آمریکایی: /ˌkɔːr.əˈleɪ.ʃən/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Middle French corrélation, from Latin com- + relatio.

اسم

جمع
correlations
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

همبستگی، هم‌وابستگی، ارتباط متقابل

A reciprocal, parallel or complementary relationship between two or more comparable objects.

There is a strong correlation between smoking and lung cancer.

همبستگی قوی بین سیگار کشیدن و سرطان ریه وجود دارد.

۲.

همبستگی، ضریب همبستگی

آمار

A measure of the linear statistical relationship between two random variables, indicating both the strength and direction of the relationship.

The correlation between the two variables was 0.85.

همبستگی بین دو متغیر ۰/۸۵ بود.

۳.

همریختی از یک فضای تصویری به دوگان آن

جبر

An isomorphism from a projective space to the dual of a projective space, often to the dual of itself.

A correlation maps points to lines and lines to points.

یک هم‌ریختی نقاط را به خطوط و خطوط را به نقاط نگاشت می‌کند.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه correlation را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.