دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی corollary به فارسی
هدیهای اضافه بر آنچه واقعاً لازم است؛ افزوده یا زیاده
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Late Latin corōllārium, meaning a gift or consequence.
اسم
- جمع
- corollaries
- شمارشپذیری
- countable
هدیهای اضافه بر آنچه واقعاً لازم است؛ افزوده یا زیاده
A gift beyond what is actually due; an addition or superfluity.
The bonus was a welcome corollary to the salary.
پاداش افزودهای خوشایند بر حقوق بود.
نتیجهای که بدون تلاش اضافی قابل توجه از تلاشی دیگر حاصل میشود
An a fortiori occurrence, as a result of another effort without significant additional effort.
Finally getting that cracked window fixed was a nice corollary of redoing the whole storefront.
بالاخره تعمیر پنجره ترکخورده نتیجهی خوشایند بازسازی کل نمای مغازه بود.
قضیهی تبعی، گزارهی پیامد، پیامد منطقی
A proposition which follows easily from the statement or proof of another proposition.
One corollary of the theorem is that all angles in a triangle sum to 180 degrees.
یکی از قضایای تبعی این نظریه این است که مجموع زوایای یک مثلث برابر با ۱۸۰ درجه است.
مترادفها: deduction
صفت
پیامدی، ناشی از نتیجهی طبیعی
Occurring as a natural consequence or result; attendant; consequential.
The corollary benefits of the new policy were unexpected.
مزایای پیامدی سیاست جدید غیرمنتظره بودند.
تشکیلدهندهی گزارهای که از گزارهای اثباتشده پیروی میکند
Forming a proposition that follows from one already proved.
The corollary statement was added to the proof.
گزارهی تبعی به اثبات اضافه شد.
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه corollary را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.