دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی convention به فارسی
اجلاس، گردهمایی، همایش، نشست
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle French convention, from Latin conventiō, from conveniō (come together).
اسم
- جمع
- conventions
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
اجلاس، گردهمایی، همایش، نشست
A meeting or gathering.
The convention was held in Geneva.
اجلاس در ژنو برگزار شد.
کنگره، همایش رسمی نمایندگان
A formal deliberative assembly of mandated delegates.
The Democratic Party held its national convention to nominate their candidate for president.
حزب دموکرات همایش ملی خود را برای معرفی نامزد ریاست جمهوری برگزار کرد.
تشکیل جلسه رسمی
The convening of a formal meeting.
The convention of the assembly was scheduled for Monday.
تشکیل جلسه مجمع برای دوشنبه برنامهریزی شد.
میثاق، پیمان، توافقنامه
A formal agreement, contract, rule, or pact.
The Geneva Convention established rules for wartime conduct.
میثاق ژنو قوانینی برای رفتار در زمان جنگ وضع کرد.
کنوانسیون، معاهده
A treaty or supplement to such.
The Vienna convention standardized diplomatic conduct.
کنوانسیون وین رفتار دیپلماتیک را استاندارد کرد.
سنت، عرف، رسم
A practice or procedure widely observed in a group, especially to facilitate social interaction; a custom.
According to convention, the oldest member is chosen to preside.
طبق رسم، مسنترین فرد به ریاست جلسه انتخاب میشود.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه convention را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.