دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی conviction به فارسی
اعتقاد راسخ، عقیدهی محکم
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Latin convictiō, from convincō (to convict).
اسم
- جمع
- convictions
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
اعتقاد راسخ، عقیدهی محکم
A firmly held belief.
an unshakable conviction
اعتقاد خلل ناپذیر
محکومیت، اثبات تقصیر
A judgement of guilt in a court of law.
his conviction was upheld by a higher court
محکومیت او توسط دادگاه بالاتری مورد تایید قرار گرفت.
یقین، مجاب شدگی
The state of being wholly convinced.
he spoke with conviction
او از روی عقیده حرف میزد.
محکومیت، اثبات گناهکاری
The state of being found or proved guilty.
The conviction was based on strong evidence.
محکومیت بر اساس شواهد قوی بود.
اصطلاحها و عبارتها
carry conviction
جدی بودن، باور کردنی بودن
To be convincing or believable.
The threat of a strike does not carry conviction.
تهدید به اعتصاب جدی به نظر نمیرسد.
عبارتهای مرتبط
- carry conviction
- جدی بودن، باور کردنی بودن
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه conviction را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.