دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی conspirator به فارسی
توطئهگر، تبانیگر، همدست
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: conspiratour obsolete
ریشهشناسی
From Anglo-Norman conspiratour.
اسم
- جمع
- conspirators
- شمارشپذیری
- countable
توطئهگر، تبانیگر، همدست
One of a group that acts in harmony; a person who is part of a conspiracy.
The conspirators were rounded up by the police and arrested.
توطئهگران توسط پلیس جمعآوری و دستگیر شدند.
توطئهگر، تبانیگر، همدست
Part of a group that agree to do an unlawful or unethical act.
The conspirator was caught trying to hack into the government database.
توطئهگر در حالی که سعی میکرد به پایگاه داده دولتی نفوذ کند دستگیر شد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه conspirator را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.