دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی consequence به فارسی
پیامد، نتیجه، برآیند
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle English consequence, from Old French consequence, from Latin consequentia.
اسم
- جمع
- consequences
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
پیامد، نتیجه، برآیند
An effect; something that follows a cause as a result.
the consequences of smoking
پیامدهای سیگار کشیدن
مترادفها: aftercome
عاقبت، پیامد ناخوشایند
An unwanted or unpleasant effect.
If you don't get me the report on time, there will be consequences.
اگر گزارش را به موقع به من ندهی، عواقبی خواهد داشت.
مترادفها: repercussion
نتیجهگیری، استنتاج
Conclusion, deduction or inference; the thing concluded.
The consequence of his argument was clear.
نتیجهگیری استدلال او واضح بود.
مترادفها: implication
اهمیت، نفوذ، اعتبار
Importance, influence, or significance.
This is a matter of slight consequence.
این قضیه اهمیت ناچیزی دارد.
مترادفها: moment
فعل
- سومشخص مفرد
- consequences
- وجه وصفی حال
- consequencing
- گذشته ساده
- consequenced
- اسم مفعول
- consequenced
تنبیه کردن، عواقب کاری را به کسی گوشزد کردن
To threaten or punish with specific consequences for misbehaviour.
The teacher consequenced the student for being late.
معلم دانشآموز را به خاطر دیر آمدن تنبیه کرد.
اصطلاحها و عبارتها
in consequence (of)
در نتیجهی، پیامد، در اثر (آن)
As a result of something.
He lost in gambling and lost everything in consequence (of it).
او در قمار باخت و درنتیجه هستی خود را از دست داد.
of no consequence
بی اهمیت، غیر مهم
Unimportant; not significant.
His opinion is of no consequence to me.
نظر او برای من بی اهمیت است.
take (or suffer or bear) the consequences
نتیجهی عمل خود را چشیدن، گرفتار پیامد عمل خود شدن
To accept and deal with the results of one's actions.
If you break the rules, you must take the consequences.
اگر قوانین را بشکنی، باید عواقب آن را بپذیری.
عبارتهای مرتبط
- of no consequence
- بی اهمیت، غیر مهم
- in consequence (of)
- در نتیجهی، پیامد، در اثر (آن)
- take (or suffer or bear) the consequences
- نتیجهی عمل خود را چشیدن، گرفتار پیامد عمل خود شدن
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه consequence را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.