دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی repercussion به فارسی
پیامد، عواقب، نتیجه
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle French répercussion, from Latin repercussio, from repercutio.
اسم
- جمع
- repercussions
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
پیامد، عواقب، نتیجه
A consequence or ensuing result of some action.
You realize this little stunt of yours is going to have some pretty serious repercussions.
متوجه هستی که این حرکت کوچک تو عواقب بسیار جدی خواهد داشت؟
مترادفها: aftereffect، consequence
بازتاب، پژواک، انعکاس
The act of driving back, or the state of being driven back; reflection; reverberation.
The repercussion of sound can be heard in the canyon.
پژواک صدا در دره شنیده میشود.
تکرار سریع یک صدا
Rapid reiteration of the same sound.
The drummer produced a rapid repercussion on the snare.
نوازندهٔ درامز یک تکرار سریع روی طبل کوچک ایجاد کرد.
فروکش کردن تومور یا جوش با اثر یک مادهی دافع
The subsidence of a tumour or eruption by the action of a repellent.
The doctor noted the repercussion of the rash after applying the ointment.
پزشک پس از استفاده از پماد، فروکش کردن جوش را مشاهده کرد.
در معاینهٔ واژینال، ضربهای که از طریق دیوارهٔ رحم با انگشت به جنین وارد میشود تا بالا بپرد و دوباره به انگشت معاینهکننده برخورد کند.
In a vaginal examination, the act of imparting through the uterine wall with the finger a shock to the foetus, so that it bounds upward, and falls back again against the examining finger.
The obstetrician performed a repercussion to assess the fetal position.
متخصص زنان و زایمان برای ارزیابی وضعیت جنین، ضربهای به رحم وارد کرد.
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه repercussion را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.