دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی confluence به فارسی
همریزی، الحاق، همآمیزی، همابی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Latin confluentia, from confluere, meaning to flow together.
اسم
- جمع
- confluences
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
همریزی، الحاق، همآمیزی، همابی
The flowing together of two or more streams.
The confluence of those creeks created a huge navigable river.
پیوستن آن نهرها رودی بزرگ و قابل کشتیرانی به وجود آورد.
محل همریزی (دو رودخانه)، محل تلاقی رودها، دوآب، همریزگاه
The place where two rivers meet.
At the confluence of Karkheh and Karoon.
محل تلاقی کرخه و کارون
همآیی افراد یا چیزها؛ گردهمآیی
A coming together of people or things; an assemblage.
The festival was a confluence of cultures, with people from all over the world coming together.
جشنواره یک الحاق فرهنگها بود، با افرادی از سراسر جهان که گرد هم آمدند.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه confluence را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.