دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی conform به فارسی
همانند شدن یا کردن، همسان شدن یا کردن، سازگار شدن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Latin conformāre, meaning to mould or shape after.
فعل
- سومشخص مفرد
- conforms
- وجه وصفی حال
- conforming
- گذشته ساده
- conformed
- اسم مفعول
- conformed
همانند شدن یا کردن، همسان شدن یا کردن، سازگار شدن
To adapt to something by more closely matching it, especially something normative.
If you would shun disgrace, conform yourself to the people.
خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو.
مترادفها: acquiesce، comply، submit
دنبالهروی کردن، همرنگ جماعت شدن، همنوا شدن یا کردن
To change to more closely match typical characteristics or behavior.
His ideas do not conform with the norms of the society.
عقاید او با معیارهای اجتماع سازگار نیست.
پیروی کردن از، مطابقت داشتن با
To be as required or recommended by a specification, regulation, or policy.
The building must conform with the municipal regulations.
ساختمان باید با مقررات شهرداری مطابقت داشته باشد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه conform را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.