دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی conflate به فارسی
درهم آمیختن، تلفیق کردن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Latin conflatus, past participle of conflare, meaning to blow together or fuse.
فعل
- سومشخص مفرد
- conflates
- وجه وصفی حال
- conflating
- گذشته ساده
- conflated
- اسم مفعول
- conflated
درهم آمیختن، تلفیق کردن
To combine or mix together.
The two stories were conflated into one.
دو داستان در یکی تلفیق شدند.
مترادفها: mix، blend، merge، amalgamate، fuse
اشتباه گرفتن، یکی پنداشتن
To fail to properly distinguish or keep separate; to mistakenly treat as equivalent.
The professor cautioned not to conflate the two different theories when writing the essay.
استاد هشدار داد که هنگام نوشتن مقاله، دو نظریه مختلف را درهم نیامیزید.
مترادفها: confuse، mix up، lump together
به عمد معادل نادرست جلوه دادن، تحریف کردن
To deliberately draw a false equivalence or association, typically as propaganda or distortion.
The advertisement conflates luxury with happiness.
تبلیغ، تجمل را با خوشبختی یکی میکند.
صفت
تلفیقی، ترکیبی از چند نسخه
Combining elements from multiple versions of the same text.
This is a conflate edition of the gospel.
این نسخهای تلفیقی از انجیل است.
اسم
- جمع
- conflates
متن تلفیقی
A text that combines multiple versions of a text together.
Scholars study the conflates to understand textual history.
محققان متون تلفیقی را برای درک تاریخچه متن مطالعه میکنند.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه conflate را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.