دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی conducive به فارسی

منجر (شونده)، موجب، باعث

بریتانیایی: /kənˈdʒuː.sɪv/ آمریکایی: /kənˈduː.sɪv/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From conduce + -ive, from Latin condūcere.

صفت

صفت تفضیلی
more conducive
صفت عالی
most conducive
۱.

منجر (شونده)، موجب، باعث

Tending to contribute to, encourage, or bring about some result.

A small, dark kitchen is not conducive to elaborate cooking.

آشپزخانه‌ی کوچک و تاریک برای آشپزی مفصل مناسب نیست.

This noise is conducive to a headache.

این سروصدا باعث سردرد می‌شود.

مترادف‌ها: instrumental، helpful، favorable

متضادها: inconducive، unconducive

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه conducive را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.